بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو...

بوی گندم مال من...

شعـــــــــــــر: شهیار قنبری

دکلمه ترانه :آرمان

اهل طاعونی این قبیله‌ی مشرقی‌ام
تویی این مسافر شیشه‌ایی شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه، پوستِ تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله، تن‌پوش تو از پوست پلنگ

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو

تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فکر یه اتاق اندازه‌ی تو واسه خواب
تن من خاک منه، ساقه‌ی گندم تن تو
تن ما، تشنه‌ترین تشنه‌ی یک قطره‌ی آب

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو

معشوقه ی یک دائم الخمرم...!

یک مرد مثل کافه ای بسته

شعر: فاطمه اختصاری

دکلمه ترانه: آرمان

یک مرد مثل ِ کافه ای بسته

تصویری از وا/بستگی در کل

معشوقه ی یک دائم الخمرم

یک بطری ِ تا خِرخره الکل!

 

یک بی تعادل بین منطق هام

- «پس من چرا عاشق شدم، پس تو...؟!»

مثل مریض ِ لاعلاجی که

توی اتاق ِ انتظار است و...

 

با مزّه ی تلخ دهان هر صبح

دو فراز بسیار زیبا و عاشقانه از مناجات مولای متقیان حضرت علی (ع) در دعای کمیل به زبان پارسی

دعای کمیل

متــــن: حضرت علی (ع)

ترجمه: سعید عنبرستانی

گوینده: آرمان

ولي پروردگارم ! سرورم !
 نيازم را من از درگاه والای تو میخواهم...
 به حقِّ قدرتي كهِ خود مقدّر كرده‌اي آنرا ،
 به حقِّ سرنوشتي كه ِ تو حتمي كرده‌اي آنرا و قطعي كرده‌اي آنرا ، و بر هر كس مسلط گشته تا جاري كني آنرا ،به حقِّ آن ببخشا بر من اين لحظهِ ، و در اين شب تمامِ جرم‌هايي را كه روزي مرتكب گشتم ، ببخشا هر گناهي را كه من انجامشان دادم و هر رفتار زشتي را كه خود با لطف پوشاندي و هر كاري به ناداني من آنرا مرتكب گشتم چه در پنهان چه در پيدا ،

زیبا هوای حوصله ابریست...(اجرای جدید)

زیبا هوای حوصله ابریست

شعــر: محمدرضا عبدالملکیان

دکلمه: آرمان

زیبا‌‌‌‌‌، زیبا هوای حوصله ابریست

چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید

با تو دلتنگی مرا

زیبا، زیبا هنوز عشق در حول و حوش

چشم تو می گردد

از من مگیر چشم

دست مرا بگیر و كوچه های محبت

را با من بگرد!

یادم بده چگونه بخوانم! تا عشق

در تمامی دلها معنا  شود!

یادم بده چگونه نگاهت كنم، كه

طرّی بالایت در تند باد عشق نلرزد!

زیبا آنگونه عاشقم كه حرمت مجنون

را احساس می كنم

آنگونه عاشقم كه نیستان را

یكجا هوای زمزمه دارم

حق مسلم من...!

حق مسلم من

باور کن

 که هیچ اورانیومی

 به اندازه ی چشمانت

 غنی شده نیست

 و هیچ کیک زردی

 شیرینی لبهایت را ندارد

 و هیچ بمب اتمی

 به اندازه ی خنده هایت

 مرا ویران نمی کند

 ای

 حق مسلم من...!

سلام عشق...

سلام عشق

شعر: علیرضا بدیع

صـدا: آرمان

قرآن به سر گرفتم و گفتم: سلام عشق!

یعنی به جـز حریم تو بر من حرام عشق

با خون وضو بگیر و دو رکعت غزل بخوان

آن دم که اذن می دهد از روی بام عشق

 ترسم که در سماع کشانم قنوت را

وقتی که قبله گاه تو باشی، امام عشق

از رکعت نخست در افتاده ام به شک

در سجده کفر گفته ام و در قیام عشق

سـی پاره ی حضور مرا چله بست شو

بهمن بکش...! دنیایمان یک زیر سیگاریست...

بهمن بکش

شــعر: محسن عاصی

دکلمه: آرمان

بهمن بکش! شب‌های من لبریز بی‌خوابی‌ست !

بهمن بکش! که «کِنت»ها امروز قلّابی‌ست !

بهمن بکش! بی‌خوابی‌ام مدیون سردرد است

بهمن بکش! شب‌های بی‌سیگار نامرد است !

 بهمن بکش! که جیب‌مان خالی‌تر از خالی‌ست

بهمن بکش! سیگار ارزان واقعا عالی‌ست !

 بهمن بکش! که فکر را درگیر خواهد کرد

 بهمن بکش! بویش زنان را سیر خواهد کرد !

 بهمن بکش! از فلسفه لبریز خواهی شد

بهمن بکش! نوروز من، پاییز خواهی شد

 بهمن بکش! که چایِ بی‌سیگار، بیماری‌ست !

بهمن بکش! دنیایمان یک زیر سیگاری‌ست

 بهمن بکش! دلبند این آغوش خواهی‌شد

بهمن بکش! که زیر پا خاموش خواهی شد

   

ﺍﮔﺮ ﺷﺪ ﺩﻭﺩ ﮐﻦ ﯾﮏ ﻧﺦ ﺩﻭ ﻧﺦ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ...!

کادینیم

شعر: شهراد میدری

دکلمه: آرمان

ﺑﯿﺎ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻦ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺻﺖ ِ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ

ﺑﻐﻞ ﮐﻦ ﺯﯾﺮ ِ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻋﻄﺮ ِ ﮔﻨﺪﻣﺰﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ

ﺧﺪﺍ ﻓﻨﺪﮎ ﮐﻪ ﺯﺩ ﺑﺎ ﺁﺫﺭﺧﺸﺶ، ﭘﮏ ﺑﺰﻥ ﺳﻨﮕﯿﻦ

ﺍﮔﺮ ﺷﺪ ﺩﻭﺩ ﮐﻦ ﯾﮏ ﻧﺦ ﺩﻭ ﻧﺦ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ

ﺍﺟﺎﻕ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ِ ﺩﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺮﭘﺎ ﺑﺮﺍﯼ ِ ﭼﺎﯼ

ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ ﺑﺨﺎﺭ ِ ﻗﻮﺭﯼ ِ ﮔﻠﺪﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ

ﺑﺨﻨﺪ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺭﻧﮓ ِ ﻟﺒﺎﻧﺖ ﮐﻦ

ﭘﺮ ﺍﺯ ﺭﺯﻫﺎﯼ ِ ﻗﺮﻣﺰ ﮐﻦ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ

ﺍﺯ ﺁﻥ ﺻﻨﺪﻭﻕ ِ ﺷﺎﻩ ﻋﺒﺎﺳﯽ ﺍﺕ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭ

ﺑﺨواﻥ ﺍﺑﺮﻭﯼ ِ ﻋﺸﻖ ﺍﻟﺪﻭﻟﻪ ﯼ ِ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ

  

بی تو تمام کوچه ها سرد است ... تاریک است

دکلمه آرمان

شــعر: حامد ابراهیم پور

دکلمه: آرمان

تنها تر از شمعی که از کبریت می ترسد

غمگین تر از دزدی که از دیوار افتاده

بی اعتنا پاکت کنند از زندگی ، مثل ِ

خاکستر سردی که از سیگار افتاده ...

 

بی تو دلم می افتد از من ... باز می خشکد

مثل کلاغی مرده که از سیم می افتد

این روزها هر بار که یاد تو می افتم

یک خطّ دیگر روی پیشانیم می افتد ...

 

می خواهی از من رو بگیری ، دورتر باشی

مانند طفلی مرده می پیچم به آغوش ات

سر درد می گیری و من تکرار خواهم شد

مانند یک موسیقی ِ غمناک در گوش ات ...

  

صفحه 1 از 8

رادیو موسیقی

 

Go to top