آخر کجایی ماه من ؟دورت بگردم من!

کجایی ماه من

اخیرا با اشعار شاعر توانا و دوست عزیزم بنیامین پور حسن آشنا شدم که استفاده از قواعد به طور ویژه ای در اشعارشون ملموس است.سه شعر بسیار زیبا از ایشان انتخاب کردم و دردو روز اخیر برای شما بصورت فایل صوتی ارائه کردم.امیدوارم از اشعار بسیار زیبای ایشون مثل من لذت ببرید.(وبلاگ رسمی دوست عزیزم بنیامین پور حسن -کلیک کنید.) صداقت - عشق - ریاضی و ادبیاتی که در اشعار ایشون هست واقعا منحصر بفرده . سپاس بنیامین عزیز

شـــعر: بنیامین پور حسن با همراهی سرکار خانم فرانک خلیلی

دکلمه: آرمان

دور خودم می چرخم و حل می شودم در تو
مرزی میان من و این دیوانگی ها نیست
آخر کجایی ماه من ؟دورت بگردم من!
زیبایی یک عشق جز پروانگی ها نیست.

آموختم پروانگی را آن زمانی که
دنیا به کار پیله کردن های ممتد بود
با اکتفا کردن به شمعی جای خورشیدت
جانبازی ام جانبازی پنجاه در صد بود.

بعد از تو انگاری هوا اکسی‍‍ژنش کم شد
عرصه برای سینه تنگ و تنگ تر می شد
بالا می آوردم خودم را توی اشعارم
شب ها که جای خالی ات پررنگ تر می شد.
 

غیبت بس است...غایب زیبا...ظهور کن...!

غایب زیبا ظهور کن

شعر: بنیامین پور حسن

صدا: آرمان

اینجا اسیر لعنت زنجیر و میله ام

اینجا پرنده ای ست که رنجور و مردنی ست

 یک سو منم گرسنه ی عمری ندیدنت

یک سو غمت که با همه تلخی ش خوردنی ست

 یک سو تویی و لب به لب از من تهی شدن

_لب های نیمه باز تو بر لب فشردنی ست _

 یک سو قرار ماست و تکرار غیبت ات

آیا کجای فاصله از یاد بردنی ست؟!

 ای کاش می شد از بغلت مست می شدم

_ پرواز کردنی که به خاطر سپردنی ست _

 یک سو منم و هر چه که از من دریغ شد

بعد از تو زخم دره به دره عمیق شد

 

خلاصه اینکه مرا خوب عاشقت کردی...!!

خوب عاشقت کردی

شعر: بنیامین پور حسن

صـدا: آرمان

به نوبرانه ی لب در اوان فروردین

به چشم بی پدرت این ستمگر بی دین

 به زنده رود سرازیر از شیار تنت

به اصفهان پر از نقش زیر پیرهنت

 به دست های لطیفت که منبع رویاست

و مرتع و وطن و خاستگاه آهوهاست

 به آن قبیله ی کولی که در تنت مخفی ست

به چتر صورتی ات که , نماد هم سقفی ست

 به گازهای غلیظی که از لبت دادی

و ناگهان به دلم اتفاق افتادی

 

چشم تو...

چشم تو

شعر: مهاد میلاد

صدا: آرمان

آیه ی عشق است با خط معلّا چشم تو

کرده سِر الله را در بــــوق ِکرنـا چشم تو

تا پرندِ پلکهــــات از خــواب دامن می کشند

شیخ می گوید : سلامٌ هِیَّ حتّی چشم تو

پشتِ   پلکِ   آهوان   و   زیـــر  ابــــروهای  تو

-گرچه نام هر دوشان چشم است- اما چشم تو ....

هم برای رستگاری روشنِ چشمت بس است

هم برای کافـــری کافی ست ما را چشـــم تو

 

نرم نرمک میرسد اینک بهار...

نرم نرمک میرسد اینک بهار

شعر  : فریدون مشیری

دکلمه: آرمان

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز

 

به دیدارم بیا هر شب...دلم تنگ است...

دلم تنگ است

شعـــر: مهدی اخوان ثالث

دکلمه: آرمان

به دیدارم بیا هر شب

در این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند

 دلم تنگ است

بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها

دلم تنگ است

 

با تو ايمنم و با تو سرشارم...پناهم باش...

دکلمه آرمان

شـــعر: محمدرضا عبدالملکیان

دکلمه: آرمان

با تو ايمنم

         و با تو سرشارم... از هر چه زيباييست

                                                         پناهم باش ...

تا سنگيني غربت از شانه هايم فرو ريزد

و ملال تنهايي ، از چشمهايم

 من از دور دستها آمده ام

از مزارع گندم

از كرتهاي جاليز

 

من درد مشترکم... مرا فریاد کن

من در مشترکم

شعر: احمد شاملو

صـدا: آرمان

اشک رازیست - لبخند رازیست - عشق رازیست

اشک آن شب لبخند عشقم بود

قصه نیستم که بگویی - نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی - یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم مرا فریاد کن

درخت با جنگل سخن میگوید - علف با صحرا - ستاره با کهکشان

و من با تو سخن میگویم

 

در بیکران آسمان - آلبوم پرواز آپدیت شد

صفحه 1 از 7

رادیو موسیقی

 

Go to top