www.telegram.me/mousighi

ای لولیان ای لولیان یک لولی دیوانه شد...

دکلمه و تصنیف: آرمان

        دراحوالات فخر الدین سیواسی که کاتب اشعار حضرت مولانا جلال الدین  بود آورده اند که چون تاب تحمل مفاهیم والایی که حضرت مولانا در اشعار خود مطرح می فرمود را نیاورد ٬ جنون به او دست داد و حضرت مولانا و دوستان و مریدانش او را دیدند که از فرط جنون و شیفتگی به دور حوض وسط حیاط مدرسه ی مولانا می چرخد و شطحیاتی دیوانه وار سر داده است . می گویند مولانا این شعر را برای او و به همین مناسبت سروده است.

کرمان بدون عطر تو عین جهنم است...

کرمان حامد حسینخانی

شعـــر: حامد حسینخانی

دکلمه: آرمان

جرم من رها شده دیوانه بودن است

با هرچه جز نگاه توبیگانه بودن است

منظور من از این همه آواره زیستن

با برق های چشم توهم خانه بودن است

بوی گل تن تو در این ورطه ی خزان

پیغام آشکار بهارانه بودن است

گاهی توهم به خانه ی خاموش من بیا

چون سرنوشت خانه ام ویرانه بودن است

چقدر وابستگی خوبه....

آرمان حسنی

شـــــــــــــــعر: مجتبی سپید

ترانه و دکلمه: آرمان

برام آرامش محضی ، کنارت خستگی خوبه

نباشی ناخوشم با تو چقدر وابستگی خوبه

تموم دلخوشیم اینه ، که دلخواهت مهیا شه

همین که آخر حرفات ، بگی باشه؟، بگم باشه

میونم با همه خوبه ، تاوقتی با تو مانوسم

همیشه بعد دیدارت ؛ خدارو سفت می بوسم

چه خوبه گاهی ناغافل ، میای چشمامو می بندی

چه خوبه موقع رفتن،می ری،می خونی،می خندی

 

سروده یدالله گودرزی بمناسبت تولد استاد شجریان اول مهرماه 1394

تولد شجریان

ای دود عود و نغمه ي داوود و بانگ زیر
عطرِ گل محمّدی و نافه ی عبیر

برخیز از کرانه ی ماهور و شور و نور
ای ترمه ی ترانه و ای نرمه ی حریر!

رقصان شو از طنین غزل های مولوی
ای نغمه های بلبل نای تو بی نظیر!

چونان نسیم از قفس تن رها شدم
تاگشته ام به نغمه داوودی ات اسیر

فال قهوه...!

فال قهوه

شعر: شایسته ابراهیمی

صدا: آرمان

یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی ام

آرام و سرد گفت : که در طالع شما ...

 

قلبم تپید باز عرق روی صورتم نشست

گفتم بگو مسافر من می رسد ؟ و یا ...

 

با چشمهای خیره به فنجان نگاه کرد

گفتم چه شد ؟ سکوت بود و تکرار لحظه ها

 

آخر شروع کرد به تفسیر فال من

با سر اشاره کرد که نزدیکتر بیا

 

اینجا فقط دو خط موازی نشسته است

یعنی دو فرد دلشدهٔ تا ابد جدا ...

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو...

بوی گندم مال من...

شعـــــــــــــر: شهیار قنبری

دکلمه ترانه :آرمان

اهل طاعونی این قبیله‌ی مشرقی‌ام
تویی این مسافر شیشه‌ایی شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه، پوستِ تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله، تن‌پوش تو از پوست پلنگ

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو

تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فکر یه اتاق اندازه‌ی تو واسه خواب
تن من خاک منه، ساقه‌ی گندم تن تو
تن ما، تشنه‌ترین تشنه‌ی یک قطره‌ی آب

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو

معشوقه ی یک دائم الخمرم...!

یک مرد مثل کافه ای بسته

شعر: فاطمه اختصاری

دکلمه ترانه: آرمان

یک مرد مثل ِ کافه ای بسته

تصویری از وا/بستگی در کل

معشوقه ی یک دائم الخمرم

یک بطری ِ تا خِرخره الکل!

 

یک بی تعادل بین منطق هام

- «پس من چرا عاشق شدم، پس تو...؟!»

مثل مریض ِ لاعلاجی که

توی اتاق ِ انتظار است و...

 

با مزّه ی تلخ دهان هر صبح

دو فراز بسیار زیبا و عاشقانه از مناجات مولای متقیان حضرت علی (ع) در دعای کمیل به زبان پارسی

دعای کمیل

متــــن: حضرت علی (ع)

ترجمه: سعید عنبرستانی

گوینده: آرمان

ولي پروردگارم ! سرورم !
 نيازم را من از درگاه والای تو میخواهم...
 به حقِّ قدرتي كهِ خود مقدّر كرده‌اي آنرا ،
 به حقِّ سرنوشتي كه ِ تو حتمي كرده‌اي آنرا و قطعي كرده‌اي آنرا ، و بر هر كس مسلط گشته تا جاري كني آنرا ،به حقِّ آن ببخشا بر من اين لحظهِ ، و در اين شب تمامِ جرم‌هايي را كه روزي مرتكب گشتم ، ببخشا هر گناهي را كه من انجامشان دادم و هر رفتار زشتي را كه خود با لطف پوشاندي و هر كاري به ناداني من آنرا مرتكب گشتم چه در پنهان چه در پيدا ،

صفحه 1 از 9

رادیو موسیقی

 

Go to top