خیلی دلم برای توتنگ است ناز من...

شعر: حامد حسینخانی

صدا: آرمان حسنی

اصلا مرا بگیرو بریزانم آبرو

امانگوکه از تو جدا میشوم،نگو

من بی تو قطره ام که زدریای تو جدا

سوگند می خورم به خداوندی خدا

حالم شبیه شیشه و سنگ است ناز من

خیلی دلم برای توتنگ است ناز من

مثل گزِ کرمانی ام در اصفهان مشهور !!!

شعر: حامد حسینخانی

صدا: آرمان حسنی

باران که صبحِ ساده‌ام را می‌زند هاشور
نزدیک من گل می‌کنند آن سال‌های دور
آن سایه روشن‌ها و گندم سیب‌های مست
آن خال‌های آفتاب آن قپه‌های نور

 

ای عشق آیه آیه قران به نام تو...

شعر: علیرضا رنجبر
صدا: آرمان حسنی


ای عشق! ، آیه آیه ی قرآن به نامِ تو
آغازِ آفرینشِ انسان به نامِ تو

حالِ خرابِ حضرتِ پاییز، مالِ من
شأنِ نزولِ سوره ی باران به نامِ تو

 

ما در به در و عاشق پرواز شدیم ...

پرواز: آرمان حسنی
شعر: عرفان اسماعیلی
صدا: #آرمان حسنی

باران و من و پنجره هم راز شدیم
ما عاشق قصه های پرواز شدیم

دنیای بدی بود به دور و بر ما
ما هم به خود آمدیم و آغاز شدیم

 

من از عهد آدم تو را دوست دارم ...

شعر ترانه: قیصر امین پور

شعر دکلمه: احمدرضا احمدی (حقیقت دارد تو را دوست دارم..در این باران می خواستم تو ...)

تصنیف: علیرضا قربانی

دکلمه: آرمان حسنی

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم

 نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

 

مثل موسيقي آرامى که خوابت مى کند...

شعر: مرتضی جهانگیری

دکلمه-ترانه: آرمان

مثل موسيقي آرامى که خوابت مى کند
عشق مى ٱيد به آسانى خرابت مى کند.
هر چه مى گويى که بگذر دورى از او بهتر است
فال حافظ باز با شعرى مجابت مى کند.


خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود...

شعر: حسین منزوی

صدا: آرمان حسنی

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود

عشق را هیچ انتخابی نیست...

شعر: علیرضا آذر

صدا: آرمان حسنی

گیرم از چنگ جان به در ببری...

گیرم از تن فرار خواهی کرد...

عقل من هم فدای چشمهایت

با جنــــــونم چکار خواهی کرد؟

صدای پای تو در گوش کوچه ها جاریست...

شعر: حامد ابراهیم پور

صدا: آرمان حسنی

صدای پای تو در گوش کوچه ها جاریست

و گریه آخر این ماجرای تکراری ست

نه شب شده ست ـ که مهتاب بیش و کم بزند ـ

نه قصّه است ـ که باران به صورتم بزند !

صفحه 1 از 11

رادیو موسیقی

 

Go to top