آدرس کانال تلگرام دکلمه ها - لطفا روی آیکن تلگرام کلیک کنید
Mousighi@

گیسو طلا...

گیسو طلا چگونه از این عشق نگذرم...؟دستم تهی و خاطره هایم پر از غم است..

شعـــر: مرتضی دلاوری پاریزی

گوینده: آرمان

 

خانم اجازه! شادی از اعماق سینه‌ام

در جای جای آینه جریان گرفته است

تصویر چشمهای من و خاطرات تو

درقاب خیس پنجره‌ها جان گرفته است

هر شب در انتظار غزل‌های آشتی

در من حضور سبز تو تکرار می‌شود

 حسی شگفت - هم‌نفس لحظه‌های ناب-

در کوچه‌سار خاطره بیدار می‌شود

یک اتفاق، یک غزل ساده، یک نگاه

پای مرا به خانه‌ی خورشید باز کرد

قلبم پس از غروب غزل‌های سوخته

راهی دگر بر آنچه نمی‌دید باز کرد

اینک منم شکفته‌تر از روح آبشار

وقتی به گیسوان تو سوگند می‌خورم

وقتی هزار قاصدک از سمت دست‌هات

دشنام و دشنه... هر چه می‌آرند می‌خورم

در های و هوی غربت جانسوز روزهام

محتاج های‌های غریبانه‌ی توام

پروا مکن به غربتمان گریه کن عزیز

آرام و عاشقانه که من شانه‌ی توام

گیسو طلای من، بخرام و خراب کن

قلب مرا که زخمه‌ی ساطور خورده است

سر باز می‌کند اگر از عشق نگذرم

زخمی که باز این دل مغرور خورده است

گیسو طلا! چگونه از این عشق نگذرم؟

دستم تهی و خاطره‌هایم پر از غم است

پربسته‌ام عجیب، زمین‌گیر و ناتوان

سهم من از تو باز همان دام محکم است

اما تو ... آه... مست و سبکبال می روی

دستم به گیسوان طلایت نمی‌رسد

در خلوت سیاه کلاغان دوره‌گرد

فریاد می‌زنی و صدایت نمی‌رسد

این آسمان شب‌زده، این شهر پرفریب

یک كورسو اميد نشانم نمی‌دهد

می‌خواستم برای تو تا صبح بشمرم

خانم اجازه! گریه امانم نمی‌دهد

Files:
04_gisootala
Date 1393-04-28 Filesize 5.2 MB Download 711

رادیو موسیقی

 

Go to top